مدتي پيش كتابي خوندم به اسم(شنبه پس از انتخابات)از محمد سعيد كاوه كه مركز اسناد انقلاب اسلامي اونرو منتشر كرده.كتاب بسيار جالب و مفيدي بود كه نكات و مسائل مهم پيش و پس از انتخابات اخير رو اعم از ديدارها بيانيه ها و تجمعات مهم و تاثيرگذار گردآوري كرده بود.جملات بالا مربوط به جناب مهدي كروبيه در بازديد از تحريريه ي روزنامه ي اعتماد ملي در ۴ تير امسال كه به نظرم بسيار جالب قابل تامل و البته مضحكه.اول اينكه روش تجمع مردم وسط شهر و اعلام مواضع و نظرشون از اين طريق مربوط به يونان قديم و چندهزار سال پيش هست و جناب كروبي با اين حرفش عملا دست آوردهاي بشري رو در زمينه هاي انتخابات و دمكراسي و اخذ راي و... زير سوال برده.دوم اينكه هرچند كه احمدي نژاد در شهر تهران دوم شده(البته نسبت به ميرحسين نه كروبي كه در كل كشور ۳۰۰۰۰۰تا راي آورده و از آراي باطله هم پايين تر بوده!!) اما مگه انتخابات و حق تعيين سرنوشت كشور فقط براي تهرانيهاست؟ در اينصورت تكليف مردم روستاها و شهرستانيها كه اكثريت جامعه رو تشكيل ميدن چي ميشه؟به نظرم توجه به آمار زير خالي از لطف نباشه:
تحليل و مقايسه ي آمار راي گيري در شهرهاي كوچك و بزرگ:راي دهندگان در جامعه ي روستايي ۱۵ميليون و ۳۰۰هزار نفر معادل ۳۳درصد.شهرهاي كوچك ۱۹ميليون و ۶۰۰هزارنفر معادل ۴۳درصد و شهرهاي بزرگ۱۱ميليون و ۲۶۰هزارنفر معادل ۲۴درصد كه از اين رقم آخر حدود ۵ميليون متعلق به شهر تهران است.
سوالات بالا همچنان در ذهنم بود تا اينكه آخرهفته ي گذشته به اتفاق يكي از دوستان كه اتفاقا منزلش در شمال شهر بود تصميم گرفتيم گشتي در خيابان ها و محلات شمال شهر بزنيم تا اينكه رسيديم به (خيابان سنبل از منطقه ي فرمانيه) و منزل جناب مهدي كروبي!!! به مجرد اينكه منزل اين شيخ اصلاحات رو تو اون منطقه تهران و با اون شكل و شمايل ظاهري ديدم خود به خود سوالات بالا هم براي من حل شد! و بهش حق دادم كه از اين حرفها بزنه.آخه نقشه ي ايران از نگاه اين دوستان به اين شكله:

..........................................................................................................
بعدالتحریر:طی انتخابات بسیج دانشجویی دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برادر عزیزم جناب وحید اشتری به این مسئولیت خطیر انتخاب شد.یک بسیجی متین متواضع و بااخلاص که مطمئنم در این مسئولیت موفق خواهد شد.ان شاالله.همچنین امیرحسین ثابتی پس از ۲سال تلاش بی وقفه و شبانه روزی به خاطر آزمون کارشناسی ارشد از این مسئولیت کنار رفت.به امید قبولی اش در آزمون ارشد.
یک عضو فراری حلقه ی کیان تعریف جالبی از جنبش سبز کذایی ارائه کرد.مجید محمدی در تعریف این جریان هرهری مسلک نوشت:آنها اهل ریاضت کشی نیستند. میخواهند با شورت کوتاه و تاپ بیرون بیایند!!.میخواهند سینه بزنند و شب اگر هوس کردند لیوان شرابی بنوشند. میخواهند در بالای کوه زیر چادر هرکه را خواستند در آغوش بگیرند و گرم شوند!!!.میخواهند از زندگی لذت ببرند. میخواهند دوست پسر یا دوست دخترشان را هر کجا که خواستند ببوسند!!)
وی با کولاژ(ترکیبی) و نامتعین توصیف کردن عناصر میدانی جریان مذکور مینویسد:(آنها چگونه میتوانند ندای الله اکبر سر دهند و در عین حال با دوست دخترشان به راه پیمایی بیایند؟چطور میتوان در ملاعام روزه خواری کرد و نصرمن الله و فتح قریب سرداد؟چطور در نمازجمعه به نحو مختلط و با کفش می ایستند و در پشت سر هاشمی رفسنجانی نماز میخوانند و به جای صلوات سوت و کف میزنند؟آنها ریاضت کش نیستند...)

