دیروز آخرین روز از ۲۱سالگیمون بود و امروز اولین روز از ۲۲سالگی.
چقدر روزگار تند و سریع میگذره و البته این روزها با دلتنگی...
۲۲سال...چقدر زود بزرگ شدیم!!
راستی پریروز اولین سالگرد این وبلاگ بود با مطلبی از انجمن اسلامی.تبریک میگم به خودم!!
یه جورایی زندگی من به قبل و بعد این وبلاگ تقسیم میشه...چون حقیقتا کلی منشا اثر و اتفاق برامون بود مثبت و منفی اش به کنار...از پیام نور آمل بگیرید تا دانشگاه اصفهان و اون همه خاطره...یادش بخیر.
این روزها دارم کارای جدید و جالبی رو شروع میکنم که خیلی برام حیاتیه دعا کنین بگیره.
فکر میکنم و امیدوارم مطالب این وبلاگ من بعد به نسبت گذشته خیلی پربارتر و جذابتر بشه...منتظر باشین و ببینین.
از یه کافی نت تو میدون انقلاب دارم این مطلب رو مینویسم.از بیرون صدای شعار راهپیمایی بعد از نماز جمعه میاد: مرگ بر ضدولایت فقیه...میرم بینشون
یا حسین مددی...

........................................................................................
بعدالتحریر۱:چندروز پیش بعد از ۹ماه انتظار!! تونستیم درباره ی الی... رو روپرده ی سینما کوی ببینیم.عجب فیلمی بود...دم بچه های دانشکده ی حقوق گرم!
بعدالتحریر۲:این روزها سیل کامنتهای خصوصیه که برامون میاد.بعضیها از ما به غلط تو ذهنشون چی ساختن! یکی دوتا هم نیستن.نمیدونم شاید یه روزی همه کامنتهای خصوصی رو گذاشتم رو وبلاگ تا ببینین خبری نیست. توهم توطئه است!!
بعدالتحریر۳:کتابهایی که این روزها میخونم:مرشد و مارگریتا از یه نویسنده ی روسی.دادخواست مجموعه ی ۱۰۰ شعر اعتراض و عدالتخواهانه.خاطرات احمد احمد.خاطرات سال ۶۰هاشمی رفسنجانی.مجموعه ی شعر سهراب سپهری.دو کتاب از شهید آوینی و شهید مطهری.
بعدالتحریر4: راستی داشت یادم میرفت.اسم جدید وبلاگ برا خیلی ها سوال برانگیز شده.چند کامنت خصوصی که آقا شما هم بعله... آفتاب ۶۴ اسم کوچه ایه که قرار بوده به اونجا نقل مکان کنیم اما منتفی شد همین.